اي ستاره ها چه
شد كه در نگاه من
ديگر آن نشاط
و نغمه و ترانه مرد
اي ستاره ها چه
شد كه بر لبان او
آخر آن نواي گرم
عاشقانه مرد
جام باده سرنگون
و بسترم تهي
سر نهاده ام به
روي نامه هاي او
سر نهاده ام كه
در ميان اين سطور
جستجو كنم نشاني
از وفاي او
اي ستاره ها ،
ستاره هاي خوب و پاك
من كه پشت پا زدم
به هر چه هست و نيست
تا كه كام او ز
عشق خود روا كنم
اي ستاره هاي
كه همچو قطره هاي اشك
سر به دامن سياه
شب نهاده ايد
اي ستاره ها كز
آن جهان جاودان
روزني به سوي
اين جهان گشاده ايد
رفته است و مهرش
از دلم نمي رود
اي ستاره ها ،
چه شد كه او مرا نخواست
اي ستاره ها ،
ستاره ها ، ستاره ها
پس ديار عاشقان
جاودان كجاست